آیا کتاب را خوانده‌اید؟
آیا کتاب را خوانده‌اید؟
می‌خواهم بخوانم
می‌خواهم بخوانم
در حال خواندن
در حال خواندن
خواندم
خواندم
می‌خواهم بخوانم می‌خواهم بخوانم
در حال خواندن در حال خواندن
خواندم خواندم
آیا کتاب را دوست داشتید؟
آیا کتاب را دوست داشتید؟
دوست داشتم
دوست داشتم
دوست نداشتم
دوست نداشتم
دوست داشتم دوست داشتم
دوست نداشتم دوست نداشتم
می‌خواهم بخوانم 0
در حال خواندن 0
خواندم 0
دوست داشتم 0
دوست نداشتم 0

آب تا زانوی مترسک

امتیاز محصول:
(هنوز کسی امتیاز نداده است)
دسته بندی:
ویژگی‌های محصول:
کد کالا:
339078
شابک:
9786222670948
نویسنده:
انتشارات:
زبان:
فارسی
سال انتشار:
1399
جلد:
شمیز
قطع:
رقعی
تعداد صفحه:
0
شماره چاپ:
1
طول:
21
عرض:
14.8
قیمت محصول:
300,000 ریال
افزودن به سبد خرید
افزودن
درباره آب تا زانوی مترسک:

گزیده ای از کتاب “آب تا زانوی مترسک”

اسکیمو

بالأخره

از سگ‌های سورتمه‌ران پیاده شدم

و عکس آفتاب در چشمان این اسکیمو افتاد

حالا می‌توانم فراموش کنم

از جایی آمده‌ام

که برف تا زانوی آدم می‌بارید.

افتادن

شاخۀ شکسته از درد به خودش پیچید

و سارها را

از نشستن منصرف کرد

دستی که دست مادرم نبود

عرق پیشانی‌ام را خشک کرد

و ساچمۀ خون‌آلود

در ظرفِ نقره‌ای افتاد.

مِه

با این قهوه‌ای‌های کم‌سو

دنیا را

شادتر از این نمی‌شود دید

شامّۀ قوی‌تری می‌خواهم

تا راست و چپم را بو بکشم

و رد شوم

و خوشحال باشم

که یک‌بارِ دیگر به‌خیر گذشته است

آن‌طرفِ همۀ جاده‌ها خانۀ من است

هرطور شده

از لابه‌لای ماشین‌ها به خانه برمی‌گردم

و در امان می‌مانم از بوقِ هیژژژژژژده…

چرخ.

آب‌انبار

وردِ آن کتابِ کاهی

از انبارِ آب‌ها پایینم برد

از پشت‌سر، موهای ژولیده‌اش را دیدم

به همین سوی چراغ!

من پیریِ خودم را شناختم.

تردید

آب شدن با قالب‌های یخ در دکۀ روزنامه

و نان درآوردن

رکاب زدن در بوی نوِ آن دوچرخه…

 

از جان زندگی چه می‌خواستم؟

که دنبال گل‌های پیراهنی را گرفتم

و اضافه شدم به اتوبوس پاکستانی‌ها

در «تی‌بی‌تیِ» سابق.

برف بر شانۀ انار

یک تیمارستان شادی باشد

اسم بیماری‌اش را به او نگویند

بلیط برگشتش را عقب بیندازند

آدم بداند خاطره‌اش بوی چوب گرفته،

بلند نشود

دستی به صورتش در آینه نکشد

یک پرِ عقاب به موهایش نچسباند

و اسم سرخپوستی‌اش را «باریده در سکوت» نگذارد،

چه‌کار کند؟