آیا کتاب را خواندهاید؟
میخواهم بخوانم
در حال خواندن
خواندم
آیا کتاب را دوست داشتید؟
دوست داشتم
دوست نداشتم
سلام
امتیاز محصول:
(1 نفر امتیاز داده است)
دسته بندی:
داستان ایران
ویژگیهای محصول:
کد کالا:
157913
شابک:
9786002782274
نویسنده:
انتشارات:
موضوع:
رمانهای فارسی
زبان:
فارسی
سال انتشار:
1395
جلد:
شومیز
قطع:
رقعی
قیمت محصول:
110,000 ریال
افزودن به سبد خرید
درباره سلام:
درباره کتاب:
رمان «سلام» نوشته تبسم غبیشی، که در روزهای برگزاری نمایشگاه کتاب عرضه شد و یکی از پرفروش ترین کتاب های انتشارات ققنوس بوده است.
رمان «سلام» شرح اضطراب ها و اضطرارهای چند زوج جوان در اواسط دهة 70 است که در فضاهای روشنفکری و فرهنگی آن روزگار با هم در حال گفتگو و مراوده اند. هر یک از شخصیت ها به قلم خود، درون و چیزی را که بر وی می گذرد، بازگو می کند، شخصیت هایی که از یک سو تابع امیال و غرض های شخصی خود هستند و از سوی دیگر، خود را پیرو اصول اخلاقی پذیرفته شده می دانند و این گونه تضادها و تعارض ها، آنان را دچار بحران های خانوادگی و اجتماعی متعدد می سازد. رمان سلام ترس ها و بحران های زندگی در کلانشهر تهران و درگیری های سیاسی و فرهنگی اجتماعی شخصیت ها با این شهر را درگیرودار تحولات این دهه به شیوة چند صدایی روایت می کند: «آقای فرزاد مولایی عزیز، سلام شما من را نمی شناسید. در واقع این اسم را نمی شناسید. چطور بگویم؟ گیج شده ام و نمی دانم از کجا شروع کنم. می شود خواهش کنم صبور باشید و تا پایان نامه را بخوانید؟ پیش از هر چیز از شما می خواهم که متن این نامه محرمانه بماند، هر چند با نام دیگری برای شما می نویسم. مجبورم ناشناس بمانم، چون هنوز از شما مطمئن نیستم و اگر به گوش شوهرم برسد زندگی ام از آنچه هست بدتر می شود. متأسفانه تا زمانی که از کمک شما مطمئن نشوم، نمی توانم شوهرم را هم به شما معرفی کنم. من به مقداری پول احتیاج دارم تا از مشکلی که به آن گرفتار شده ام به جایی دور فرار کنم و بعد از مدتی بتوانم کار کنم و پول را به شما برگردانم.»
در پشت جلد این کتاب آمده است:
«دکتر عزیزم از دست رفت. حتی یادم نمی آید آخرین بار کی و کجا دیده بودمش. می گویند بیماری قلبی داشته و ایست قلبی کرده. گفتند صبح بیدار نشده و رفته اند و دیده اند مرده. گفتم تا زمانی که پیش من بود، قلبش مثل ساعت کار می کرد، گفتند نتیجه ازدواج با مردی که پانزده سال از تو بزرگ تر باشد همین است. چه انتظاری داشتی؟ اندازه نوح عمر کند؟ برو خدا را شکر کن که این بار می توانی با مردی جوان و متدین و سالم ازدواج کنی. برو توبه کن...
این اولین نامه من به تو نیست، ولیکن شروعی است برای نوشتن. شروعی برای ارتباطی از نوع دیگر. شروعی برای نترسیدن یا شاید بیش از همیشه ترسیدن. برای بی پناهی یا پناه گرفتن. ولیکن از این پس، من و تو همدیگر را به شکل کاغذ و جوهر به یاد خواهیم آورد.»
ناشر درباره این رمان هم توضیح داده است: رمان «سلام» به داستان نشریات و روزنامه هایی که در سال های ۷۷ و ۷۸ فعالیت می کردند، می پردازد و اشاره دارد به برخی از نشریاتی که دچار مشکلاتی شدند، مشکلاتی که باعث تعطیلی برخی از روزنامه هایی شد که در آن سال ها فعالیت می کردند.
رمان «سلام» نوشته تبسم غبیشی، که در روزهای برگزاری نمایشگاه کتاب عرضه شد و یکی از پرفروش ترین کتاب های انتشارات ققنوس بوده است.
رمان «سلام» شرح اضطراب ها و اضطرارهای چند زوج جوان در اواسط دهة 70 است که در فضاهای روشنفکری و فرهنگی آن روزگار با هم در حال گفتگو و مراوده اند. هر یک از شخصیت ها به قلم خود، درون و چیزی را که بر وی می گذرد، بازگو می کند، شخصیت هایی که از یک سو تابع امیال و غرض های شخصی خود هستند و از سوی دیگر، خود را پیرو اصول اخلاقی پذیرفته شده می دانند و این گونه تضادها و تعارض ها، آنان را دچار بحران های خانوادگی و اجتماعی متعدد می سازد. رمان سلام ترس ها و بحران های زندگی در کلانشهر تهران و درگیری های سیاسی و فرهنگی اجتماعی شخصیت ها با این شهر را درگیرودار تحولات این دهه به شیوة چند صدایی روایت می کند: «آقای فرزاد مولایی عزیز، سلام شما من را نمی شناسید. در واقع این اسم را نمی شناسید. چطور بگویم؟ گیج شده ام و نمی دانم از کجا شروع کنم. می شود خواهش کنم صبور باشید و تا پایان نامه را بخوانید؟ پیش از هر چیز از شما می خواهم که متن این نامه محرمانه بماند، هر چند با نام دیگری برای شما می نویسم. مجبورم ناشناس بمانم، چون هنوز از شما مطمئن نیستم و اگر به گوش شوهرم برسد زندگی ام از آنچه هست بدتر می شود. متأسفانه تا زمانی که از کمک شما مطمئن نشوم، نمی توانم شوهرم را هم به شما معرفی کنم. من به مقداری پول احتیاج دارم تا از مشکلی که به آن گرفتار شده ام به جایی دور فرار کنم و بعد از مدتی بتوانم کار کنم و پول را به شما برگردانم.»
در پشت جلد این کتاب آمده است:
«دکتر عزیزم از دست رفت. حتی یادم نمی آید آخرین بار کی و کجا دیده بودمش. می گویند بیماری قلبی داشته و ایست قلبی کرده. گفتند صبح بیدار نشده و رفته اند و دیده اند مرده. گفتم تا زمانی که پیش من بود، قلبش مثل ساعت کار می کرد، گفتند نتیجه ازدواج با مردی که پانزده سال از تو بزرگ تر باشد همین است. چه انتظاری داشتی؟ اندازه نوح عمر کند؟ برو خدا را شکر کن که این بار می توانی با مردی جوان و متدین و سالم ازدواج کنی. برو توبه کن...
این اولین نامه من به تو نیست، ولیکن شروعی است برای نوشتن. شروعی برای ارتباطی از نوع دیگر. شروعی برای نترسیدن یا شاید بیش از همیشه ترسیدن. برای بی پناهی یا پناه گرفتن. ولیکن از این پس، من و تو همدیگر را به شکل کاغذ و جوهر به یاد خواهیم آورد.»
ناشر درباره این رمان هم توضیح داده است: رمان «سلام» به داستان نشریات و روزنامه هایی که در سال های ۷۷ و ۷۸ فعالیت می کردند، می پردازد و اشاره دارد به برخی از نشریاتی که دچار مشکلاتی شدند، مشکلاتی که باعث تعطیلی برخی از روزنامه هایی شد که در آن سال ها فعالیت می کردند.