آیا کتاب را خوانده‌اید؟
آیا کتاب را خوانده‌اید؟
می‌خواهم بخوانم
می‌خواهم بخوانم
در حال خواندن
در حال خواندن
خواندم
خواندم
می‌خواهم بخوانم می‌خواهم بخوانم
در حال خواندن در حال خواندن
خواندم خواندم
آیا کتاب را دوست داشتید؟
آیا کتاب را دوست داشتید؟
دوست داشتم
دوست داشتم
دوست نداشتم
دوست نداشتم
دوست داشتم دوست داشتم
دوست نداشتم دوست نداشتم
می‌خواهم بخوانم 0
در حال خواندن 0
خواندم 0
دوست داشتم 11
دوست نداشتم 0

داستان زندگی خالق شازده کوچولو

امتیاز محصول:
(هنوز کسی امتیاز نداده است)
دسته بندی:
داستان جهان
ویژگی‌های محصول:
کد کالا:
15324
شابک:
9789646205246
نویسنده:
انتشارات:
موضوع:
سرگذشت نامه
زبان:
فارسي
سال انتشار:
1380
جلد:
نرم
قطع:
رقعي
تعداد صفحه:
656
شماره چاپ:
1
طول:
21.3
عرض:
14.2
ارتفاع:
2.9
وزن:
700 گرم
قیمت محصول:
140,000 ریال
موجود نیست
درباره داستان زندگی خالق شازده کوچولو:

آنتوان دو سنت اگزوپری از چهره های شگفت انگیزی است که چون شهابی در ادب قرن بیستم درخشید و در لایه های خیال فرو رفت .فروشدنش در ابهام ، میان ادب دوستان تعابیر متفاوتی بر انگیخت . می گفتند روحش چیز جز پرتوی از جمال معنوی نبود که تا آن سوی مرزهای خیال پیش رفت و استعدادش را تا درجه ای به حساسیت نزدیک ساخت که زیان آور می نمود و او را به دامن بیماری آسمانی پرتاب کرد . دیگران گفتند عشقش به رموز و سرچشمه های خیال آن قدر فوران داشت که از سویی به زیانش تمام شد و از سوی دیگر به شهرت انجامید ؛ حرف هایی از این دست فراوان بود . اما چیزی که هرگز گفته نشد ، راز و رمزی بزرگ بود چون گنج پنهان ، که چندی به جست و جویش رفتند ، اما نیافتند.زمینۀ ادب برایش وسیله ای بود تا به قلب زندگی راه یابد و آن را بی واسطه و بی دریغ در آغوش کشد .

” خیر ” را کمتر از ” جمال ” نمی خواست و تقوا ” را نه تنها محض پاکی ، بلکه به سبب زیبایی هم دوست می داشتت . در عین حال که نمونۀ والای خیر خواهی و تقوا بود هیچ خود پسندی و مفاخرتی از این باب نشان نمی داد. اگر در جهان کهن که استعداد آدمی در نهایت آزادی تربیت و تکامل می یافت می زیست ، شای چون دموستن در خطابه مشهور می شد همچو پریکلس به کمال دست می یافت و چون سقراط به رغبت داروی مرگ می نوشید ؛ اما تقدیر زیان کار و تیره اش او را در حلقۀ خطیره انداخت و کشتی اش در آب های تیره افتاد. در ادب انگشت کش سخن سرایان بود، می خواست قصه را آن طور که می پسندد به پایان برد . شازده کوچولو مبین این خلوص بود . در بارۀ این نهاد انسانی از این بیش چیزی نمی توان گفت ؛ سراپا خلوص ، سراپا کودکی ، سراپا شوق و شور دریافتن انسان.