بیوگرافی جی دی سلینجر
نویسنده «ناتور دشت» و زندگی پررمز و راز او
جروم دیوید سلینجر (Jerome David Salinger)، یکی از اسرارآمیزترین و مهمترین نویسندگان قرن بیستم، زندگی خود را میان شهرت بیاندازهی آثارش و انزوای مطلق سپری کرد. زندگی و بیوگرافی سلینجر، بهویژه پس از انتشار شاهکارش، به یک افسانه تبدیل شد؛ افسانهای که او خود با پشتکار تمام به ساخت و حفظ آن پرداخت.
دوران کودکی و تحصیلات سلینجر
جروم دیوید سلینجر در ۱ ژانویهی ۱۹۱۹ در شهر نیویورک دیده به جهان گشود. او، مانند شخصیتهای تخیلی خانوادهی گلس که در برخی از آثارش حضور دارند، حاصل والدینی با پیشینهی متفاوت بود؛ پدرش یهودی و مادرش اسکاتلندی-ایرلندی بود. دوران تربیت سلینجر شباهتهای بسیاری به زندگی هولدن کالفیلد در ناتور دشت سلینجر و فرزندان خانوادهی گلس داشت. او در مناطق مُد روز منهتن بزرگ شد و در مدارسی تحصیل کرد، اما به نظر میرسید در سازگاری با محیط مدارس آمادگی مشکل داشت.
در سال ۱۹۳۴، پدرش او را در آکادمی نظامی «ولی فورج» در پنسیلوانیا ثبتنام کرد. او حدود دو سال در آنجا ماند و در ژوئن ۱۹۳۶ فارغالتحصیل شد. در طول این دوران، سلینجر نمرات متوسطی داشت و در فعالیتهای فوق برنامه، اغلب گوشهگیر و غیرفعال بود. با این حال، او شروع به نگارش داستانهای تخیلی کرد، کاری که اغلب پس از خاموش شدن چراغها، زیر پتو و با چراغقوه انجام میداد. او آثاری را به مجلهی ادبی مدرسه ارائه داد و در سال آخر به عنوان دبیر ادبی سالنامه فعالیت کرد. جالب است بدانید که همکلاسیهایش اغلب او را به دلیل نام میانیاش، دیوید، مورد آزار و اذیت قرار میدادند و او برای پرهیز از مشکل، از معلمان میخواست که هرگز او را با این نام صدا نکنند. در محیط مدرسه، تنها فعالیتی که بهخوبی از پس آن برمیآمد، بازی در تولیدات استودیوی تئاتر درام محلی بود.
آغاز حرفه نویسندگی و تحصیلات ناموفق
در سال ۱۹۳۸، سلینجر وارد کالج هرسینوس شد، اما تنها پس از یک ترم آنجا را ترک کرد. جی دی سلینجر که آشکارا مردی حساس و باهوش بود، به ساختار و سختیهای آموزش دانشگاهی واکنش خوبی نشان نمیداد. این نگرش، که الگویی از بیصبری در برابر یادگیری رسمی و تیپهای دانشگاهی را نشان میدهد، راه خود را به بسیاری از نوشتههای او باز کرد.
با این وجود، او در سال ۱۹۳۹ در دانشگاه کلمبیا حضور یافت و در کلاسی دربارهی داستاننویسی کوتاه شرکت کرد که توسط ویت برنت تدریس میشد. برنت، که خود ویراستاری مهم بود، تأثیری ماندگار بر نویسندهی جوان گذاشت. اولین داستان سلینجر، «جوانان» (The Young Folks)، در بهار ۱۹۴۰ در مجلهی «استوری» که توسط برنت تأسیس و ویرایش میشد، منتشر گردید. پس از یک سال دریافت نامههای رد شدن، سرانجام توانست به جمع مجلات پردرآمدی که به سلیقهی خوانندگی عامه پاسخ میدادند، راه یابد.
خدمت نظامی و بازگشت به نگارش داستان های کوتاه سلینجر
سلینجر در سال ۱۹۴۲ وارد خدمت سربازی شد و تا پایان جنگ جهانی دوم (۱۹۳۹-۱۹۴۵) خدمت کرد. او در نبرد نورماندی شرکت داشت، عملیاتی که مسیر جنگ را تغییر داد و به آزادی فرانسه کمک کرد. سلینجر حتی در دوران سربازی نیز به نوشتن و انتشار ادامه داد و یک ماشین تحریر قابل حمل را در پشت جیپ خود حمل میکرد.
پس از بازگشت به ایالات متحده، در سال ۱۹۴۶ مجلهی «نیویورکر» داستان او با عنوان «شورش جزئی خارج از مدیسون» را منتشر کرد؛ داستانی که بعداً بازنویسی شد تا بخشی از ناتور دشت سلینجر گردد. بازگشت به خانه همراه با مشکلات روانی بود و او بستری شد و برایش فروپاشی عصبی تشخیص داده شد.
ناتور دشت سلینجر: شاهکاری از روحیه شورشی
در سال ۱۹۵۱، شاهکار جی دی سلینجر، یعنی کتابهای سلینجر با عنوان «ناطور دشت» (The Catcher in the Rye)، به کتابفروشیها رسید. در این اثر، هولدن کالفیلد از انزجارش نسبت به تظاهر و ساختگی بودن دنیای بزرگسالان، که در آستانهی ورود به آن است، تا مرز فروپاشی عصبی پیش میرود. او تنها در حضور خواهر کوچکش، فیبی، آرامش مییابد. هولدن برنامهریزی میکند تا به سمت غرب برود و در یک کابین چوبی زندگی آرامی داشته باشد، اما سفر خود را با رفتن به نیویورک برای خداحافظی با خواهرش آغاز میکند و درگیر ماجراهای طنزآمیزی میشود. سردرگمی و عدم تعیین مسیر، مشخصهی کالفیلد است، زیرا الگویی از رفتارهای تکانشی در بسیاری از اعمال او دیده میشود.
یکی از ترفندهای ظریف سلینجر، بیاعتبار کردن شخصیت اصلیاش است، با قرار دادن او در موقعیتهایی که در آن تظاهر خود هولدن نیز برملا میشود. با این حال، از طریق حساسیت و هوشی که خوانندگان در او میبینند، شخصیت او جذابتر میشود. جای تعجب نیست که کتاب های سلینجر مانند ناتور دشت، به سرعت مورد علاقهی جوانان قرار گرفت و بهطور ماهرانهای تجربهی نوجوانی و روح شورشگری آن را به نمایش میگذارد. در مقاطع مختلفی از تاریخ، این کتاب به دلیل کفرگویی فرضی، زبان نامناسب، محتوای جنسی و رد ارزشهای سنتی آمریکایی، توسط کتابخانههای عمومی و مدارس ممنوع شده است.
کتاب های سلینجر: تمرکز بر خانواده گلس
با وجود موفقیت چشمگیر مردمی، واکنش منتقدان به سلینجر ناتور دشت کُند بود. سلینجر نویسنده تنها زمانی شروع به جلب توجه جدی منتقدان کرد که مجموعهی داستان های کوتاه سلینجر منتشر شدهی او، یعنی کتاب نه داستان (Nine Stories)، در سال ۱۹۵۳ منتشر شد.
جی دی سلینجر تا سال ۱۹۶۱ کتاب دیگری منتشر نکرد، تا اینکه اثر مورد انتظارش، فرانی و زویی (Franny and Zooey)، پدیدار شد. این اثر شامل دو داستان کوتاه بلند است که هر کدام به بحرانی در زندگی جوانترین عضو خانوادهی داستانی گلس میپردازند. در سال ۱۹۶۳، او دنبالهای دیگر از داستانهای خانوادهی گلس را منتشر کرد: ای نجّاران، تیرهای سقف را بالا ببرید و سیمور: یک مقدمه. این دو اثر که از قطعات منتشر شده در «نیویورکر» گرفته شده بودند، حول محور زندگی و مرگ غمانگیز سیمور گلس، بزرگترین فرزند خانوادهی گلس، میچرخند. این داستانها توسط برادرش بادی گلس روایت میشوند، کسی که اغلب به عنوان نمایندهی شخصیت خود نویسنده (آلتر اگو) شناخته میشود.
انزوای جی دی سلینجر و تلاش برای حفظ حریم خصوصی
در حالی که شخصیتهای داستانی سلینجر بیوقفه تحلیل و مورد بحث قرار گرفتهاند، خود نویسنده از زمان انتشار ناتور دشت، یک راز باقی مانده است. او پیوسته از تماس با عموم پرهیز کرده و مانع تلاشهای کسانی شده است که مایل به کنجکاوی در زندگی شخصی او بودند و در نهایت زندگی انزواگرایانهای را در پیش گرفت.
او در سال ۱۹۸۷، با موفقیت از انتشار یک کتاب زندگینامه سلینجر غیرمجاز توسط ایان همیلتون جلوگیری کرد. سلینجر در شکایت خود ادعا کرد که همیلتون حق نسخهبرداری در مورد مسائل خصوصی که طی تحقیقات کشف کرده بود، نقض کرده است. نسخهی بازنگری شدهی کار همیلتون در سال ۱۹۸۸ با عنوان در جستجوی جی.دی. سلینجر منتشر شد.
تابستان ۱۹۹۹، که به عنوان «تابستان سلینجر» نامیده شد، شاهد انتشار جدیدترین بیوگرافی سلینجر توسط پاول الکساندر و فروش نامههای عاشقانهای بود که نویسنده به دوست دختر سابقش نوشته بود؛ این نامهها به قیمت ۱۵۶,۰۰۰ دلار فروخته شدند و خریدار (پیتر نورتون) آنها را به نویسنده بازگرداند. جی دی سلینجر همچنین علاقهمند به مطالعهی پزشکی جایگزین، هندوئیسم و بودیسم بود و جهانبینی بینظیری داشت.
سلینجر زندگی منزوی خود را در مناطق روستایی نیوهمپشایر ادامه داد، صرفاً برای لذت خود نوشت و احتمالاً از دنیای خصوصیاش لذت برد. او اگرچه خانهای خصوصی در جنگل خرید و دور آن حصار کشید و علامتهای هشداردهنده نصب کرد، اما بهطور منظم با دختری در کافهها دیده میشد.
سلینجر در سال 2010 در 91 سالگی به مرگ طبیعی درگذشت.
حقایق کلیدی درباره سلینجر نویسنده
• شهرتی که پس از انتشار سلینجر ناتور دشت به دست آمد، برای نویسنده آسان نبود و او نمیخواست با روزنامهنگاران صحبت کند.
• او به پیشنهاد ایجاد مجموعهای از نامههایش قاطعانه پاسخ رد داد.
• او تنها یک مصاحبه به یک دانشآموز دورهی راهنمایی که برای روزنامهی محلی مینوشت، داد. اما زمانی که متوجه شد متن مقاله تیتر صفحهی اول شده است، خشمگین شد و احساس خیانت کرد؛ پس از این حادثه بود که جروم خانهاش را با حصاری بلند محافظت کرد.
• سلینجر قول داد که آثار منتشر نشدهاش را در بازهی زمانی ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۰ چاپ کند. از جملهی این آثار، یادداشتهای خودزندگینامهای دربارهی بازجوییهایی است که او در طول جنگ جهانی دوم انجام داده بود.
• در خانهی جی دی سلینجر سه گربهی شمارهدار زندگی میکردند: کیتی یک، کیتی دو، و کیتی سه.