پرتره مرد ناتمام (جهان تازه داستان 54)
درباره کتاب:
در این مجموعه هشت داستان از «امیر حسین یزدان بد» را می خوانیم که نه با چینش و گزینشی اتفاقی، که با هویتی منسجم و یک پارچه کنار هم قرار گرفته اند. یعنی در عین حال که هر داستان استقلال هویتی داستانی اش را حفظ کرده، اما با خطی نامریی در مسیری مشخص و معین حرکت می کند. خواننده پس از خواندن دو داستان نخست درمی یابد برای ادامه باید چینش نویسنده را مراعات کند.
امیرحسین یزدان بُد، متولد شهریور 13۵۶ در تهران است. هفت سال اول زندگی اش در پایگاهی نظامی در بندرعباس زندگی کرد. پس از آن به همراه خانواده به تهران آمد و تا امروز ساکن همین شهر است. تحصیلاتش را در فیزیک، فلسفه و کامپیوتر نیمه کاره رها کرد و از سال 138۴ به نویسندگی روی آورد.
بخشی از داستان
زنش یک هو گفته بود. شمرده و بی هوا. انگار که تمام روز به لحن و جمله ای که به زبان آورده بود فکر کرده باشد. جمله ی خبری صریحی بود. مهرداد سرش را گرفت بالا و به دریچه خیره شد. به جایی که صدا از آن آمده بود. این شاید اولین باری بود که زنش چنین جمله ای را بعد از هشت سال، آن هم با این لحن به او می گفت. همان دو سه سال اول افتاده بودند به حرف زدن و زیرورو کردن گذشته و حال و آینده.