مجله فرهیختگان (بهمن 1401) ویژه تاریخ سینمای ایران
تاریخ ورود سینما به ایران را همزمان با وقتی ثبت کردند که مظفرالدین شاه قاجار از فرنگ با خودش یک دوربین سینماتوگراف به کاخ گلستان آورد اما چیزی که شاه آورد، سینما نبود، فقط دوربین بود. بعدها هم به جای مظفرالدین میرزا، این شاهی که مطلقه شروع کرد و مشروطه مرُد، پدرش را به عنوان نمادی از ورود سینما به ایران دستمایه گرفتند. در تموم این سالهای پرالتهاب تا دوره رضاخان، شعر و موسیقی یا شاید گاهی نمایش و نقاشی، همپای هر تحولی که در جامعه میجنبید، جلو آمدند اما سینمای ایران هنوز متولد نشده بود که نقشی داشته باشد.
سینما برای اینکه در هر کشوری وارد شود، اول باید سوار یک ایده بزرگ جمعی شود و تکلیفش را با همهی گروههای اجتماعی و خشت به خشتِ بنای جامعه معلوم کند. با مذهب، با زنها و مردها، با تاریخ، با آینده... در هر کشوری همیشه یک عده معترض هستند و خواهان تغییر هستند، سینما باید صدای آنها هم باشد. از طرفی مردم هر کشوری عاشق یک چیزایی هستند و دوست دارند به آنها افتخار کنند. سینما باید بلد باشد از پس این کار بر بیاد. سینما باید ما را آنطور که بودیم، آنطور که هستیم و آنطوری که میخواهیم در آینده باشیم، روی پرده به خودمان نشان بدهد وگرنه به درد نمیخورد و وقتی به درد نخورد، نمیتواند وجود داشته باشد. سینما احتیاج به ایده دارد، به یه جهانبینی. به یک ایده درباره اینکه ما کی بودیم، کی هستیم و میخواهیم چه بشویم. ما یعنی مردم. سینما بدون ما، سینما نیست.