شغل خوب شغل پوچ (رهبری غرقگی و خلق معنا)
همۀ ما لحظههایی را به خاطر میآوریم که ساعتها کار بی وقفه و کسالت بار امانمان را بریده و هیچ توصیفی جز پوچی و بیمعنایی را مناسب حال خود ندانستهایم؛ از طرفی مدام خطابههای انگیزشی و خوشبینانهای میشنویم که انگار هدفشان فقط استثمار نیروی کار و سود بیشتر است. فضای کسبوکار معاصر این چنین با بهرهکشی و ملال گره خورده. اما چیکسنتمیهای میگوید کسبوکارها باید نقشی اساسی در معنابخشی به زندگی انسان معاصر ایفا کنند و معتقد است آنچه شغل خوب را از شغل پوچ جدا میکند نه حقوق و دستمزد، که تجربۀ غرقه شدن در کار است.غرقگی چیست و چطور میشود آن را ایجاد کرد؟ او در این کتاب نشان میدهد چه نوع رابطهای با کار میتواند زندگی را معنادار کند و مدیران موفق چگونه توانستهاند محیطی معنابخش برای کارمندان خود ایجاد کنند.
معرفی نویسنده کتاب
میهای چیکسنتمیهای متولد مجارستان و استاد روانشناسی و مدیریت دانشگاه تحصیلات تکمیلی کلرمونت است.او همچنین مدیر سابق گروه روانشناسی و جامعه شناسی کالج لیک فارست بوده است.شهرت او بیشتر به خاطر نظریه غرقگی(flow) است که در سال ۱۹۹۰ و در کتابی با همین عنوان منتشر شده است.
تقدیرهای کتاب
- پیتر دراکر،پدر علم مدیریت مدرن،این کتاب را این گونه توصیف میکند:
«این کتابی بنیادی برای روانشناسی بهروزی و پیشرفت است.»
- وارن بنیس،از متفکران حوزه رهبری سازمانی نیز دربارۀ این کتاب میگوید:
«کتابی عمیق و بهنگام … دستاوردی منحصربهفرد که مطمئنا جهانبینی ما را نسبت به اینکه نهادهای انسانی چگونه میتوانند به نتایج مطلوب دست یابند شکل خواهد داد.»
- روزنامه بوستون گلاب نیز با تمجید از این کتاب نوشته است:
«چیکسنتمیهای به شرح این موضوع میپردازد که چه چیزی شیوههای کسبوکاری خوب،شادیبخش و تحسینبرانگیز را شکل میدهد و در این راستا مفاهیم خود را بر پایۀ روانشناسی رفتاری استوار میکند. … فعالیت چیکسنتمیهای ثابت میکندکه او قادر است شفافیت زیادی به سوالات بزرگ و کلی ببخشد،بیآنکه موضوع را به ابتذال یا سادهنگری بکشاند.»