آیا کتاب را خوانده‌اید؟
آیا کتاب را خوانده‌اید؟
می‌خواهم بخوانم
می‌خواهم بخوانم
در حال خواندن
در حال خواندن
خواندم
خواندم
می‌خواهم بخوانم می‌خواهم بخوانم
در حال خواندن در حال خواندن
خواندم خواندم
آیا کتاب را دوست داشتید؟
آیا کتاب را دوست داشتید؟
دوست داشتم
دوست داشتم
دوست نداشتم
دوست نداشتم
دوست داشتم دوست داشتم
دوست نداشتم دوست نداشتم
می‌خواهم بخوانم 0
در حال خواندن 0
خواندم 0
دوست داشتم 10
دوست نداشتم 0

رمولوس کبیر

امتیاز محصول:
(هنوز کسی امتیاز نداده است)
دسته بندی:
داستان
ویژگی‌های محصول:
کد کالا:
32242
شابک:
9789643414689
انتشارات:
موضوع:
کودک و نوجوان
زبان:
فارسی
سال انتشار:
1390
جلد:
شمیز
قطع:
رقعی
تعداد صفحه:
144
وزن:
160 گرم
قیمت محصول:
1,350,000 ریال
افزودن به سبد خرید
افزودن
درباره رمولوس کبیر:

درباره کتاب:

تاریخ، سپیده‌دم یکی از روزهای ماه مارس سال ۴۷۶ بعد از میلاد مسیح را می‌نویسد که رییس سواره‌نظام، «اسپوریوس تیتوس‌ماما» سوار بر اسبی که از فرط خستگی نزدیک به مرگ می‌باشد، خود را به ویلای تابستانی امپراطور در ییلاق که ضمنا اقامتگاه زمستانی امپراطور نیز هست، می‌رساند. از اسب پایین می‌پرد. سر و وضع او بسیار کثیف است و دور بازوی چپش یک‌پارچه خون‌آلود پیچیده شده است. با زحمت زیاد چند قدم برمی‌دارد. سکندری می‌خورد و عده بی‌شماری مرغ و خروس قدقدکنان از جلوی او فرار می‌کنند. چون کسی را در آن حوالی پیدا نمی‌کند، باعجله وارد ویلا می‌شود. بالاخره به اتاق امپراطور داخل می‌شود. در نظر اول حتی این مکان هم به‌نظر او ویران و خالی از سکنه می‌رسد. در این‌جا فقط چند صندلی زهوار دررفته و نیمه‌شکسته و کنار دیوارها مجسمه‌های نیم‌تنه پر ابهت از شخصیت‌های تاریخی، متفکرین، و شعرای رم قدیم با قیافه‌هایی که به‌طور اغراق‌آمیز جدی و عبوس هستند، نظر او را جلب می‌کند. اسپوریوس تیتوس‌ماما: آهای! آهای! سکوت. بالاخره رییس سواره‌نظام پس از مدتی متوجه می‌شود که در طرفین دری که در قسمت وسط عقب صحنه قرار دارد، دو پیشخدمت سالخورده و موسفید، کاملاً خشک و بی‌حرکت، مثل دو مجسمه ایستاده‌اند. این دو نفر «پیراموس»و «آشیلس» هستند که از سال‌ها پیش تاکنون در خدمت امپراطوران بوده‌اند. رییس سواره‌نظام از دیدن این دو هیکل پر ابهت جا می‌خورد و با تعجب به آن‌ها خیره می‌شود. بعد وحشت می‌کند.  

 

در نمایش نامه «رمولوس» ـ پادشاه عمیقاً عدل‏پرور ـ به قصد پایان دادن به ظلم و قصاص ظالمان گذشته، تعمداً به بیلیاقتی تظاهر می کند، لباس دیوانگان و دلقکان بر تن می کند، تا بتواند با ذهنیتی آگاه و بشردوستانه برکننده ی ظلم و متولی عدل در جهان باشد، اما غافل از این است که «فرشته ی عدلی» که یک عمر در پی یافتن او بود، در پایان به شیطان میرسد.