آیا کتاب را خوانده‌اید؟
آیا کتاب را خوانده‌اید؟
می‌خواهم بخوانم
می‌خواهم بخوانم
در حال خواندن
در حال خواندن
خواندم
خواندم
می‌خواهم بخوانم می‌خواهم بخوانم
در حال خواندن در حال خواندن
خواندم خواندم
آیا کتاب را دوست داشتید؟
آیا کتاب را دوست داشتید؟
دوست داشتم
دوست داشتم
دوست نداشتم
دوست نداشتم
دوست داشتم دوست داشتم
دوست نداشتم دوست نداشتم
می‌خواهم بخوانم 4
در حال خواندن 0
خواندم 0
دوست داشتم 12
دوست نداشتم 0

گستره عمق یا وسعت

امتیاز محصول:
(1 نفر امتیاز داده است)
دسته بندی:
روان‌ شناسی
ویژگی‌های محصول:
کد کالا:
309393
شابک:
9786226840446
موضوع:
روانشناسی
زبان:
فارسي
سال انتشار:
1399
جلد:
نرم
قطع:
رقعي
تعداد صفحه:
300
شماره چاپ:
1
طول:
21.2
عرض:
14.4
ارتفاع:
1.7
وزن:
279 گرم
برخی صفحات:
قیمت محصول:
3,300,000 ریال
افزودن به سبد خرید
افزودن
درباره گستره عمق یا وسعت:

خرد عامه بشر، در انتخاب بین وسعت و عمق، بی‌رحمانه و یکسویه رفتار می‌کند؛ استفاده از ضرب‌المثل‌هایی مثل همه کاره و هیچ کاره در فارسی، برای افراد جنرالیست، بیانگر این موضوع است. اما این پیام، یک اشتباه بی‌رحمانه است! به همین دلیل دیوید اپستین در کتاب Range قصد آگاه‌سازی در این زمینه را دارد.

قهرمان، هنرمند و برنده جایزه نوبل شدن نیاز به متخصص شدن سریع و عمیق ندارد. در واقع در اغلب مواقع، داستان برعکس است؛ وسعت، در نقش متحد عمق و نه دشمن آن ظاهر می‌شود. در جذاب‌ترین حوزه‌های زندگی، جنرالیست‌ها نسبت به متخصصین موقعیت‌های بهتری برای رشد دارند…

عمیق یا وسیع؟! آیا مجبوریم فقط یکی از این دو را انتخاب کنیم؟ یک جنرالیست هستید یا یک متخصص؟ آیا در زندگی، برای گسترش مسیر شغلی‌تان تلاش می‌کنید یا برای عمق بخشیدن به آن؟ به‌هرحال نمی‌توانید هر دو را داشته باشید! زمان شما در طول زندگی محدود است، دقیقا مانند انرژی و توجه‌تان. اگر بر روی یک چیز متمرکز شوید، شانس آن را خواهید داشت که آن را به بهترین نحو ممکن انجام دهید. اگر برای انجام چند چیز تلاش کنید، چیزهای زیادی را تجربه خواهید کرد، اما در انتها احتمالا یک غیرحرفه‌ای خواهید بود!
خرد عامه بشر، در انتخاب بین وسعت و عمق، بی‌رحمانه و یکسویه رفتار می‌کند؛ استفاده از ضرب‌المثل‌هایی مثل «سرباز همه بازی‌ها، و پادشاه هیچ‌کدام (یا همه کاره و هیچ کاره در فارسی)» برای افراد جنرالیست، بیانگر این موضوع است. حتی در روانشناسی عامه نیز این تفکر پذیرفته و جا افتاده است. پیام واضح است: برای سرآمدی واقعی در هر زمینه‌ای (هنر، ورزش، علم و هر چیز دیگری) باید متخصص شوید، و باید سریع هم متخصص شوید. اگر این کار را نکنید، دیگران با «10 هزار ساعت تمرین هدفمند» که ظاهرا برای موفقیت لازم است، از شما پیشی خواهند گرفت.
اما این پیام، یک اشتباه بی‌رحمانه است! به همین دلیل دیوید اپستین در کتاب گستره (Range) قصد آگاه‌سازی در این زمینه را دارد. قهرمان، هنرمند و برنده جایزه نوبل شدن نیاز به متخصص شدن سریع و عمیق ندارد. در واقع در اغلب مواقع، داستان برعکس است؛ وسعت، در نقش متحد عمق و نه دشمن آن ظاهر می‌شود. در جذاب‌ترین حوزه‌های زندگی، جنرالیست‌ها نسبت به متخصصین موقعیت‌های بهتری برای رشد دارند…

تقابل دو اسطوره‌ی جهان ورزش، تایگر وودز و راجر فدرِر

مقدمه‌ی کتاب گستره با داستان دو اسطوره‌ی ورزشی، تایگر وودز و راجر فدرِر آغاز می‌شود. تایگر وودز که در میان موفق‌‌ترین گلف‌بازان تمام تاریخ است، از شش ماهگی قادر بود روی کف دست پدرش، درحالیکه در خانه راه میرفت، تعادلش را حفظ کند. پسرک در دو سالگی دوربین تلویزیون ملی ظاهر شد و با استفاده از چوب گلفی که ارتفاع آن به شانه‌هایش می‌رسید ضربه‌ای به توپ زد که تحسین باب هوپ را برانگیخت. تایگر پس از بروز استعداد خود در اولین‌ ماه‌های زندگی‌اش، با تمرینات گسترده و دائمی، برای چندین سال پیاپی جزو ورزشکارانی بوده که بالاترین جوایز و درآمد را داشته‌اند.

داستان دوم اما، متعلق به راجر فدرِر با مادری مربی است که البته هرگز او را آموزش نداد. راجر وقتی راه رفتن را یاد گرفت، می‌توانست با مادرش توپ‌بازی کند. اما والدینش با وجود علاقه‌مندی راجر و استعداد او، اشتیاق چندانی نشان نمی‌دادند. راجر که در طول سال‌ها، از گوش کردن به موسیقی، کشتی گرفتن و فوتبال بازی کردن در کنار تنیس لذت می‌برد، بالاخره در دهه‌ی چهارم زندگی تصمیم می‌گیرد دیگر ورزش‌ها، به ویژه فوتبال، را کنار بگذارد تا تنیس را با تمرکز بیشتری دنبال کند. راجر این تصمیم را در دهه‌ی چهارم زندگی خود می‌گیرد، ‌اما ظاهراً این مسئله از پیشرفت او در درازمدت جلوگیری نکرد؛ چراکه در اواسط دهه‌ی چهارم زندگی، یعنی در سنی که در آن حتی تنیس‌بازان افسانه‌ای نیز به بازنشستگی فکر می‌کنند،. او نفر اول رتبه‌بندی جهانی بود.

تایگر به نمادی از این ایده تبدیل شد که کمیّت تمرین آگاهانه، عاملی تعیین‌کننده در کسب موفقیت است و در نتیجه، تمرین‌کردن باید در زودترین زمان ممکن آغاز شود. تمرکز زودهنگام و متمرکز فقط به مرزهای جهان ورزش محدود نمی‌شود. غالباً به همه‌ی ما آموخته‌اند که هر چه جهان پیچیده‌تر و رقابتی‌تر شود، ما نیز باید برای هدایت آن ماهرتر شویم (و این یعنی یادگیری را باید زودتر شروع کنیم).

اما سوال اینجاست که آیا آیا تنها راه کسب موفقیت شروع زودهنگام و متمرکز در یک حوزه است؟

چالشی که همه‌ی ما با آن مواجه‌ایم نحوه‌ی حفظ مزایای مربوط به تجربه‌های متنوع و وسیع، تفکر میان‌رشته‌ای و تمرکز دیرهنگام در دنیایی است که به‌صورت فزاینده‌ای انسان‌ها را به‌سوی فراتخصصی‌سازی سوق می‌دهد. با وجود تایگرهایی که هدف کامل روشنی دارند و با افزایش پیچیدگی‌ها و با توجه به اینکه فناوری، جهان را به شبکه‌ی عظیم‌تری از سیستم‌های به‌هم‌پیوسته تبدیل می‌کند که در آن هر فرد فقط بخش کوچکی را می‌بیند، ما به راجرهای بیشتری نیز نیاز داریم؛ به افراد بیشتری نیاز داریم که کارشان را با گستره‌ای وسیع شروع کنند و در طی مراحل پیشرفت، چشم‌ا‌ندازها و تجربه‌های متنوعی را در آغوش بگیرند؛ به افراد بیشتری نیازمندیم که صاحب طیف گسترده باشند.

ساختار کتاب گستره؛ عمق یا وسعت؟

  • مقدمه: راجر در برابر تایگر
  • فصل ۱) مکتب شروع زودهنگام
  • فصل ۲) جهان بدسرشت چگونه به وجود آمد؟
  • فصل ۳) وقتی کمتر بیشتر است
  • فصل ۴) آموختن، سریع و آهسته
  • فصل ۵) تفکر بدون تجربه
  • فصل ۶) مشکل سرسختی بیش‌ازحد
  • فصل ۷) دوستی با خودهای احتمالی‌تان
  • فصل ۸) مزیت بیگانه
  • فصل ۹) تفکر جانبی همراه با فناوری پژمرده
  • فصل ۱۰) فریب‌خورده‌ی تخصص
  • فصل ۱۱) بیاموزید ابزارهای آشنای خود را کنار بگذارید
  • فصل ۱۲) آماتورهای خودساخته
  • نتیجه‌گیری: گستره‌تان را گسترده‌تر کنید!