آیا کتاب را خواندهاید؟
میخواهم بخوانم
در حال خواندن
خواندم
آیا کتاب را دوست داشتید؟
دوست داشتم
دوست نداشتم
رگبار
امتیاز محصول:
(هنوز کسی امتیاز نداده است)
دسته بندی:
داستان
ویژگیهای محصول:
کد کالا:
28178
شابک:
9789643627560
نویسنده:
انتشارات:
موضوع:
کودک و نوجوان
زبان:
فارسی
سال انتشار:
1389
جلد:
شمیز
قطع:
رقعی
تعداد صفحه:
101
وزن:
160 گرم
قیمت محصول:
170,000 ریال
موجود نیست
درباره رگبار :
درباره کتاب:
بلند شدم. دوباره چیزی توی گلویم گره خورده بود، مدام قورتش می دادم اما پایین نمی رفت . مثل همیشه پشت حلق جمع می شد و به چشم ها فشار می آورد و آن قدر می ماند تا اشک سرازیر شود. نشد. فقط یک قطره. آن هم از گوشه ی چشم راست… دستمال و تشت کف را آوردم و مبل را سر دادم روی قالی. چند قطره ی باقی مانده را شمردم. دوباره پنج لکه ی کوچکِ سرخ. دستمال و کف را کشیدم روی شان، دوباره و محکم. دلم داشت به هم می خورد… دفعه ی پیش صفحه ی دوازده بود. توی بازار و آن کوچه ی کثافت با بوی گندش. روی هر پیشخان پر بود از زبان و شکمبه و جگر و پاچه. انگار با ظرافت کنار هم چیده و پهن شده بودند. قلب هم بود، کیلویی خدات تومان! نوشته بودم سفیدیِ سر کزخورده ی گوسفندی توی یخچال یک مغازه به سفیدیِ سر تاس او بود… و دوباره چیزی افتاده بود توی گلویم که وسط بازار نفسم را برید و به زمین میخم کرد. دلم مثل حالا به هم خورد. گلوله بالا آمد تا پشت حلق. درد عجیبی داشت.
بخشی از داستان
حالا دارم فکر می کنم که چه زود گذشت. انگار در یک ثانیه یا کمتر. به خودم که آمدم هشت ساعتی می شد مشغول کار بودم. نوشتم این برادر دیلاق هم شده قوز بالاقوز و صفحه ی بیست و دو تمام شد… مدام روبه روی من راه می رود و با موبایلش وراجی می کند. هی از نرخ ارز می گوید و از لای چشمان به قول مادر کفتری اش براندازم می کند. پشت میزتحریر نشسته ام و دارم صفحات قبلی نوشته هایم را ورق می زنم و بالای صفحه ی دیگری شماره می گذارم تا آغاز شود: بیست و سه.