عروسک خانه
نمایشنامه عروسک خانه؛ فروریختن دیوارهای یک زندگی پوشالی
عروسکخانه احتمالاً مشهورترین نمایشنامۀ هنریک ایبسن است. این نمایشنامه دربارۀ طغیان و سرنوشت زنی به نام نورا است. فییلده به درستی عروسکخانه را «باد شمال» درام مدرن مینامد که با وزیدنش به قارۀ اروپا و آمریکا «نمایشنامههای شبهشکسپیری فاخر و ملودرامهای خوشتراش فرانسوی» را از عالم تئاتر رُفت و صحنه را از بیمایگی پالود. عروسکخانه از حیث شاعرانگی، صورتگری و دغدغۀ ایبسن دربارۀ ساختار و پیرنگ از جمله سادهترین آثار او و انواع درام به شمار میآید. شاید به دلیل همین سادگی و همچنین پرداختن به تبعیض جنسیتی و جنبههای سیاسی و اجتماعی آن است که در 138 سالی که از انتشارش میگذرد، تاکنون نزدیک به چهار هزار بار اجراهایی از آن به روی صحنه آمده.
داستان عروسک خانه حول محور زندگی «نورا هلمر» میچرخد؛ زنی که در ظاهر زندگی بینقصی دارد. او همسری مهربان و مادری شاد است که در خانهای آراسته زندگی میکند. اما با پیشروی داستان، مشخص میشود که این ثبات بر پایهی یک دروغ و رازی مگو بنا شده است. نورا سالها پیش برای نجات جان همسرش، «توروالد»، به دور از چشم او و با جعل امضا، مبلغی پول قرض کرده است. زمانی که هویت واقعی این بدهی فاش میشود، واکنش تحقیرآمیز و خودخواهانهی توروالد، نورا را با حقیقتی تلخ روبرو میکند: او هرگز در این خانه یک «شریک» نبوده، بلکه تنها یک «عروسک» در دست پدر و سپس همسرش بوده است.
چرا این اثر در رده بهترین کتاب های فمینیستی جهان قرار دارد؟
اگرچه هنریک ایبسن خود را صرفاً یک مدافع حقوق زنان نمیدانست و معتقد بود که دغدغهاش «شرافت انسانی» است، اما خانه عروسک به دلیل پایانبندی انقلابیاش، همواره در صدر فهرست بهترین کتاب های فمینیستی جای گرفته است.
بحران هویت: نورا در انتهای نمایشنامه به این درک میرسد که پیش از آنکه همسر یا مادر باشد، یک «انسان» است و وظیفهای نسبت به خودش دارد که باید آن را کشف کند.
نقد ازدواج سنتی: ایبسن در عروسک خانه نشان میدهد که ازدواجهایی که بر پایهی تملک و نقشهای جنسیتیِ صلب بنا شدهاند، چگونه مانع از رشد فردی میشوند.
طغیان علیه عرف: خروج نورا از خانه و بستنِ محکمِ در، نمادی از پایانِ عصرِ انفعال زنان در ادبیات کلاسیک بود.
تحلیل نمادها و مفاهیم در کتاب خانه عروسک
ایبسن با ظرافتِ تمام از نمادها برای بیان مفاهیم عمیقِ انسانی استفاده کرده است. در کتاب خانه عروسک، خانه نه یک پناهگاه، بلکه یک قفسِ تزیینشده است.
استعارهی عروسک: نورا در طول زندگیاش یاد گرفته است که برای جلب رضایت مردانِ زندگیاش، بازی کند، برقصد و آواز بخواند؛ درست مانند یک اسباببازی که ارادهای از خود ندارد.
درونمایه دروغ و پنهانکاری: بدهیِ نورا نمادی از بارِ سنگینی است که زنان به دلیل عدم استقلال مالی و حقوقی، مجبور به حمل آن در خفا بودهاند.
تغییر و دگردیسی: رقص «تارانتلا» توسط نورا، نمایشِ بیرونیِ آشفتگی و اضطراب درونی اوست که در نهایت به آرامشی سرد و قاطع در لحظهی ترک خانه ختم میشود.
ویژگیهای برجستهی سبک نگارش ایبسن:
رئالیسم انتقادی: ایبسن به جای فرار به سوی قهرمانان افسانهای، به سراغِ مسائل واقعیِ طبقهی متوسط جامعه رفت.
دیالوگنویسی دقیق: هر جمله در این نمایشنامه، لایهای از شخصیت یا پیشینهی داستان را فاش میکند.
پایانبندی تکاندهنده: خروج نورا از خانه در آن دوران چنان غیرمنتظره بود که ایبسن در برخی اجراهای آلمان مجبور شد تحت فشار منتقدان، پایانی متفاوت بنویسد (هرچند بعداً از این کار پشیمان شد).
نکات لازم برای مطالعه و خرید کتاب خانه عروسک
اگر به دنبال درک ریشههای مدرنیسم در ادبیات و تئاتر هستید، کتاب خانه عروسک یک مرجع ضروری است. این اثر نه تنها برای علاقمندان به نمایشنامه، بلکه برای پژوهشگران حوزهی علوم اجتماعی و حقوق زنان نیز اهمیت فراوانی دارد.
برای کسانی که قصد خرید کتابخانه عروسک (مجموعه آثار مرتبط با این نمایشنامه یا نسخههای چاپی آن) را دارند، پیشنهاد میشود به دنبال ترجمههایی باشند که لحنِ صریح و تلخِ ایبسن را به خوبی حفظ کردهاند. در ایران، ترجمهی اساتیدی چون «داریوش مودبیان» یا «مهدی فروغ» از معتبرترین نسخهها برای مطالعهی این شاهکار محسوب میشوند.
مطالعهی این اثر به ما یادآوری میکند که صداقت در روابط انسانی، پیش از هر چیز نیازمندِ شناختِ خویشتن و احترام به آزادیِ فردی است.