آیا کتاب را خوانده‌اید؟
آیا کتاب را خوانده‌اید؟
می‌خواهم بخوانم
می‌خواهم بخوانم
در حال خواندن
در حال خواندن
خواندم
خواندم
می‌خواهم بخوانم می‌خواهم بخوانم
در حال خواندن در حال خواندن
خواندم خواندم
آیا کتاب را دوست داشتید؟
آیا کتاب را دوست داشتید؟
دوست داشتم
دوست داشتم
دوست نداشتم
دوست نداشتم
دوست داشتم دوست داشتم
دوست نداشتم دوست نداشتم
می‌خواهم بخوانم 0
در حال خواندن 0
خواندم 0
دوست داشتم 3
دوست نداشتم 0

ایستادن روبه رو عقربه های کج

امتیاز محصول:
(هنوز کسی امتیاز نداده است)
دسته بندی:
داستان ایران
ویژگی‌های محصول:
کد کالا:
151381
شابک:
9789641913757
انتشارات:
موضوع:
داستان های فارسی قرن 14
زبان:
فارسي
جلد:
نرم
قطع:
رقعی
تعداد صفحه:
119
طول:
21
عرض:
14
ارتفاع:
0.6
وزن:
165 گرم
قیمت محصول:
500,000 ریال
افزودن به سبد خرید
افزودن
درباره ایستادن روبه رو عقربه های کج:

مهدی میرباقری  در خصوص گفته است: «ایستادن روبه روی عقربه های کج» رمان زمان است؛ ادغام آینده و گذشته. اینکه آینده در گذشته جریان دارد و گذشته پس از آینده می آید. در واقع، بن مایه اصلی رمان، جمله ای است که یکی از شخصیت ها می گوید: «آینده همون گذشته است».

رمان درباره مفهوم زمان است و درهم آمیختگی آن با خواب، چراکه حقیقت و اصالت زمان در خواب پیدا می شود و این گونه است که زندگی شخصیت اصلیِ داستان و خانواده اش در ۱۳ بخش و در پوسته ای از زمان که به دور یک استوانه پیچیده شده است بیان می شود.

این نویسنده در توضیح شخصیت اصلی داستان اظهار کرد: راوی اول شخص است و داستان زندگی خود را از تولد تا سن 23 سالگی روایت می کند و در هیچ کجای داستان اسمی از خود نمی آورد. زمان در این داستان به صورت خطی نیست بلکه با زمانی حلقوی مواجه هستیم، یعنی در یک لحظه روای در چندین زمان مختلف قرار دارد. داستان در ذهن شخصیت اصلی روایت می شود، در ذهنی که دچار فروپاشی شده و فرورفتن در چاله زمان پریشانش کرده است به همین دلیل است که شخصیت اصلی دائماً روایت خودش را از زندگی جعل می کند و دوباره می سازد.

مهدی میرباقری در تشریح نحوه انتخاب موضوع این رمان گفته است: هیچ وقت به صورت سفارشی کار نکردم و دنبال سوژه نرفتم، بلکه همیشه سوژه ها به سراغم آمدند و در ذهنم نقش بستند. برای مثال تکمیل این رمان 8 سال طول کشید و نوشتن آن به شیوه کوششی نبود. افرادی که این کتاب را خوانده اند اعتقاد دارند که این کتاب بسیار تصویری است و قابلیت اقتباس سینمایی را دارد، به همین دلیل دوست دارم تا فیلمی از آن ساخته شود.

نویسنده کتاب «ایستادن روبه روی عقربه های کج» با اشاره به تفاوت های رمان نویسی با نمایش نامه نویسی گفت: هر دو سختی های خاص خودشان را دارند اما نوشتن رمان لذت بخش تر است چراکه مستقیم با مخاطب روبه رو هستی اما نمایش نامه زمانی قابل فهم است که در روی صحنه اجرا شود. یک رمان زمانی ارزش هنری پیدا می کند که خوانده شود، به همین دلیل امیدوارم که این رمان هم مورد توجه مخاطبان ادبیات قرار گیرد و خوانده شود. کار اولی نبودم اما هنگام انتشار این کتاب استرس داشتم چراکه ممکن بود کار خوانده نشود. اثر هنری باید یک زخم لذت بخش را در مخاطب ایجاد کند تا با آن درگیر شود. این رمان برخلاف خیلی از رمان ها آشپزخانه ای و همراه با لطافت نیست.

در بخشی از این کتاب می خوانیم: 

«نمی دانم چرا هر وقت سرم را می گیرم زیر دوش آب یاد پدرم می افتم که شیر آب داغ را باز می کرد و به زور نگه ام می داشت زیر دوش آب داغ حمام عمومی، گردنم را محکم می گفت و اجازه نمی داد تکان بخورم، نگه ام می داشت زیر ریزش آب داغ، می سوختم و جرات نداشتم حرفی بزنم، تا چند روز تمام تنم می سوخت، هر وقت اعصابش از زندگی به هم می ریخت یا هر مشکلی برایش پیش می آمد می گفت وسایل حمام را آماده کنیم برویم حمام، حتی اگر روزی دوبار می شد.»

از مهدی میرباقری تاکنون نمایشنامه های «خواستگاری»، «سیاوش در آتش»، «زندگی یک رویاست»، «بازی نامه حاسد و نمّام»، «آخرین حکایت فرهاد»، «گفتگو با معشوق قدیمی»، «من آن جا نیستم»، «صحنه هایی از زندگی پدرم و داستان نیمه شب» منتشر شده است.