بیوگرافی اوسامو دازای
اوسامو دازای (Osamu Dazai) (دازای اوسامو)، متولد ۱۹ ژوئن ۱۹۰۹، نویسندهای ژاپنی است که به عنوان یکی از برجستهترین داستاننویسان قرن بیستم ژاپن شناخته میشود. او بیش از همه به دلیل آثار شاخص خود، «خورشید در حال غروب» (The Setting Sun) و کتاب زوال بشری (نه آدمی) (No Longer Human)، معروف است.
حتی امروز، دازای در ژاپن گرامی داشته میشود و بسیاری از طرفداران جوان در روز ۱۹ ژوئن، اطراف مزارش جمع میشوند تا ادای احترام کنند. با این حال، بیشتر آثار او در خارج از ژاپن ناشناخته ماندهاند و تنها تعداد اندکی از کارهای وی به زبان انگلیسی موجود است.
دوران کودکی، آغاز نویسندگی و الگوبرداری از آکوتاگاوا
زندگی نامه اوسامو دازای نشان میدهد که او در ۴ مارس ۱۹۲۳ پدر خود را بر اثر سرطان ریه از دست داد. یک ماه بعد، او تحصیل در دبیرستان آوتاماری را آغاز کرد و در سال ۱۹۲۷ وارد دانشگاه هیروساکی شد. در همان سال، او به فرهنگ دورهی اِدو علاقهمند گشت.
عشق دازای به نوشتن و خواندن به چیزی تبدیل شد که حقیقتاً از آن لذت میبرد. در سال ۱۹۲۸، او به همراه دوستانش مجلهای به نام «ادبیات سِیل» (Sail Literature) منتشر کرد و همچنین به عضویت تیم روزنامهی دانشگاه درآمد. اوسامو دازای نویسنده رینوسوکه آکوتاگاوا را به عنوان الگوی خود میپنداشت. آکوتاگاوا به عنوان پدر داستان کوتاه ژاپن مورد احترام است و جایزهی ادبی مهم ژاپن (جایزهی آکوتاگاوا) به افتخار او نامگذاری شده است.
گذشته دازای اوسامو: خودویرانگری، اعتیاد و تلاشهای مکرر برای مرگ دازای
پس از آنکه دازای خبر خودکشی الگوی ادبیاش را شنید، دچار سرخوردگی و ویرانی عمیقی شد. او نوشتن را متوقف کرد و وارد یک زندگی مملو از خودویرانگری شد. او شروع به نادیده گرفتن مطالعات خود کرد و به الکل و روسپیها روی آورد.
تلاش برای خودکشی (سناریو دازای)
• اولین اقدام به خودکشی (۱۹۲۹): شب ۱۰ دسامبر ۱۹۲۹، اوسامو اولین اقدام به خودکشی خود را انجام داد، اما جان سالم به در برد.
• دومین اقدام به خودکشی (۱۹۳۰): دازای در سال ۱۹۳۰ فارغالتحصیل شد، اما در همان سال با یک گِیشا فرار کرد و رسماً توسط خانوادهاش طرد شد. چند روز بعد، او دومین اقدام به خودکشی خود را انجام داد که یک خودکشی مشترک با یک زن ۱۹ ساله میزبان بار به نام شیما کوتانابِه بود که با غرق کردن خود در ساحل انجام شد. متأسفانه یکی از زنان (ماکو) درگذشت، اما دازای یک بار دیگر نجات یافت و توسط یک قایق ماهیگیری به ساحل رسید.
اعتیاد و ترک اجباری
در سال ۱۹۳۵، اوسامو دازای متوجه شد که نمیتواند فارغالتحصیل شود و همچنین در بهدست آوردن شغل در یک روزنامهی توکیو ناموفق بود.
کتاب های اوسامو دازای که در این دوره نوشت، یعنی «سالهای آخر» (The Final Years)، به منزلهی خداحافظی او با دنیا بود. او قصد داشت برای سومین بار دست به خودکشی بزند و در ۱۹ مارس ۱۹۳۵ سعی کرد خود را حلقآویز کند، اما باز هم ناکام ماند.
وی بعدها به مسکنها اعتیاد پیدا کرد و برای ترک اجباری به یک آسایشگاه روانی منتقل شد. او را در اتاقی حبس کردند و مجبور به ترک شدند؛ این درمان بیش از یک ماه به طول انجامید.
طلاق و اقدام مشترک نافرجام
زمانی که دازای در آسایشگاه بود، همسرش با بهترین دوست او مرتکب زنا شد. پس از اطلاع دازای، او و همسرش با مصرف قرصهای خوابآور اقدام به یک خودکشی مشترک کردند. هر دوی آنها زنده ماندند، و پس از آن، اوسامو دازای از همسرش طلاق گرفت.
بهترین کتاب های اوسامو دازای و اوج شهرت
پس از این دوران، دازای مجدداً با یک معلم مدرسهی راهنمایی ازدواج کرد و در ژوئن ۱۹۴۱ صاحب دختری به نام سونیکو شدند. به نظر میرسید که همه چیز برای او خوب پیش میرود و او از روشهای مخرب خود میگریزد.
نوشته های اوسامو دازای در دهههای ۳۰ و ۴۰ میلادی
• «قطار» (Train) (۱۹۳۳): دازای برای اولین بار از نام «اوسامو دازای» در این داستان کوتاه استفاده کرد.
• گلهای لودگی (The Flowers of Buffoonery): این رمان بر اساس تلاشهای خودش برای خودکشی بود.
• «بدو مِلوس» (Run Melos): این کتاب دازای اوسامو که بر محوریت دوستی متمرکز بود، یک سال پس از ازدواج او منتشر شد.
خورشید رو به غروب (شایو اوسامو دازای)
در ژوئیهی ۱۹۴۷، اثر اوسامو دازای، یعنی «خورشید در حال غروب» (The Setting Sun)، این نویسندهی از قبل محبوب را به شهرت رساند. این اثر بر اساس دفتر خاطرات شیزو کورُودا نوشته شده بود؛ کورُودا یکی از تحسینکنندگان کار دازای بود و در سال ۱۹۴۷ فرزندی از او به دنیا آورد.
شاهکار «نه آدمی» (زوال بشری اوسامو دازای)
در این دوران شهرت، دازای با تومی یامازاکی، یک بیوهی جنگ، آشنا شد. او عملاً همسر و فرزندانش را رها کرد و با تومی همخانه شد. در همین مقطع بود که او نوشتن رمان مشهورش «دیگر انسان نیستم» (No Longer Human) را آغاز کرد و آن را در سال ۱۹۴۸ به پایان رساند.
این کتاب نه آدمی اوسامو دازای نوعی خودزندگینامهی مستتر است، زیرا به گونهای خوانده میشود که گویی روایت زندگی خود اوست. دازای در آن دربارهی شخصیتی به نام اُبا مینویسد که در مسیر خودویرانگری فرو میرود و تغییر مسیر زندگی برایش سخت یا حتی غیرممکن است.
جملات اوسامو دازای در ابتدای این رمان، عمیقاً تأثیرگذار است: «زندگی من سراسر شرم بوده است». اُبا در این مسیر احساس میکند که «نه آدمی» یا «دیگر انسان نیستم». این رمان که با نام «زوال بشری اوسامو دازای» نیز شناخته میشود، یکی از مهمترین آثار اوست.
پایان زندگی و میراث (دازای انیمه)
در بهار ۱۹۴۸، اوسامو دازای مشغول کار بر روی رمان جدیدی به نام «خداحافظ» (Goodbye) بود، اما هرگز موفق به اتمام آن نشد.
مرگ دازای (۱۹۴۸)
در ۱۳ ژوئن ۱۹۴۸، اوسامو دازای و تومی یامازاکی با غرق کردن خود اقدام به خودکشی کردند. اجساد آنها تا ۱۹ ژوئن، که مصادف با روز تولد سی و نهم او بود، کشف نشدند.
تأثیر و اقتباسها
با وجود مرگ دازای، او همچنان با آثارش بر جوانان تأثیر میگذارد. رمان «نه آدمی اوسامو دازای» تا کنون اقتباسهای متعددی داشته است؛ از جمله یک مجموعهی مانگا، یک فیلم، و یک مجموعهی انیمهی ۴ قسمتی. این اثر باعث شده است که بسیاری از جوانان از طریق دازای انیمه (اقتباسهای مختلف) با او آشنا شوند.
توصیه میشود که آثار تاریک و زیبای دازای را بررسی کنید.